ژاو

خالص و خلاصه هر چیز را گویند.

ژاو

خالص و خلاصه هر چیز را گویند.

۱ مطلب در آذر ۱۴۰۱ ثبت شده است

لطفاً دستت را بکش تا غرق شوم!

دوشنبه, ۲۸ آذر ۱۴۰۱، ۱۰:۱۳ ب.ظ

به نام خدا

 

این روزها را شاید سال‌ها بعد به روزهای شتاب یاد کنم. روزهایی که صبوریم دائم کوبیده و زیر سخت‌ترین سمباده‌ها صیقل داده شد. روزهایی که دیگر کم‌تر ادعای صبوری کردم و بیشتر از هر وقتی فرار کردم.

این روزها را دوست ندارم. در تصور گرم‌تر بود و پر نورتر. در ذهنم فضا بیشتر بود. صداها آرام‌تر بود و بیقراری‌ها قابل حل‌تر. سنت‌ها تا آنجا که ممکن بود شکسته می‌شدند و وقتی کمی از دور زندگی را نگاه می‌کردم لبخند می‌زدم که اگر تمام و کمال شبیهم نشد حداقل تلاشم را کردم. گاهی احساس بی‌گانگی می‌کنم از خانه! ولی بیشتر اوقات آرامم در محیط‌ش.

این روزها کم‌تر ادعا می‌کنم آدم صبوری هستم. فرار می‌کنم. می‌خوابم. مسیر را طولانی‌تر می‌کنم و سیگار بیشتری می‌کشم! دود را که می‌کوبم به ته ته ته ریه کمی فکرم خالی می‌شود و به این فکر نمی‌کنم این دغدغه‌ها چرا برایم اهمیت ندارد و میلم تنها به شروع شدن این زندگی است. شروع شدن آرامی که این همه بدو بدو نداشت. بدو بدوهایی که خستگی‌اش را دوست ندارم و شاید برای همین است که فرار می‌کنم که هیچ چیز شیرین‌تر از خستگی حاصل از کاری که دوست دارم و می‌دانم چرا انجام‌ش می‌دهم نیست. فرار می‌کنم و می‌خوابم و مسیر را طولانی‌تر می‌کنم و بیشتر سیگار می‌کشم. بیشتر و بیشتر.

من بیشتر از صبور بودنم، فراری بوده‌ام و فراری شده‌ام. کلاس‌هایم بی‌محتوا شده است و خودم می‌دانم سر کلاس کمی گیج می‌زنم. دانشگاه را واقعاً رها کرده‌ام و نمی‌دانم کی سرم چنان به سنگ بخورد که خون همه زندگی را برای مدتی بگیرد. رانندگی را نرفته‌ام. من فراری شده‌ام. با تمام سرعت در حال فرار هستم. یک فراری متاهل و در جریان زندگی. یک معتاد از سر و صدا گریزان. یک علی نیازمند به وقت و خلوت برای کمی خود را بازیابی کردن و حرکت کردن به سمت هدف‌هایش. یک علی که بار دیگر موضع خودش را با خودش حداقل مشخص کرده. فهمیده چه هست و دارد چه می‌شود و دوست داشت چه باشد.

باید مدتی غرق شوم! در تنهایی غرق شوم. باید غرق شوم و به همه چیز فکر کنم. باید غرق شوم تا دیگر سردرگم نباشم. باید غرق شوم. باید غرق شوم. باید غرق شوم. باید غرق شوم و گریه کنم. باید در گریه غرق شوم. باید در تنهایی غرق شوم. باید غرق شوم. 

  • felani